بررسی درهم تنیدگی سوژگی و گفتمان، شناخت جنبه های مختلف روابط قدرتی که منجر به ساختن این گفتمان ها و محدودکردن سوژگی و عاملیت می شوند، از ضرورت های زندگی در عصر حاضر است؛ به ویژه برای نوجوانان که در ابتدای تعامل های اجتماعی قرار دارند و شبکه ای از روابط قدرت و گفتمان، در برساخت سوژگی آن ها نقش دارد. در این میان، جنسیت از مسائلی است که نقشی تعیین کننده در ساخت سوژگی فرد دارد و شبکه ای گفتمانی شکل می دهد. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش برآمده است که در بررسی سوژگی نوجوان، عاملیت سوژه، در معنای آزادبودن از شبکه های گفتمانی است یا خیر؟ به این معنا که گفتمان ها (ازجمله گفتمان جنسیت) نقشی انکارناپذیر در برساخت سوژگی نوجوانان دارند و در بسیاری مواقع، سوژگی خارج از شبکۀ گفتمانی تعریف ناپذیر است. برای این منظور، از دیدگاه فوکو دربارۀ سوژۀ اجتماعی و گفتمانی بهره گرفته ایم که سوژگی فرد را برآمده از روابط قدرت و فرایندهای گفتمانی بررسی کرده است. این پژوهش از نوع پژوهش های توصیفی تحلیلی است که در آن از روش نشانه شناسی اجتماعی بهره برده ایم. نشانه ها در دو بافت متنی (نشانه های زبانی و زیبایی شناختی) و بافت اجتماعی (کنش های گفتاری، ارتباطی رفتاری و بدن) بررسی شده اند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که سوژۀ پسر در این رمان، باوجود داشتن کنش و عاملیت، در دل گفتمان سنت و جنسیت نقش ایفا می کند و می توان آن را موضوع گفتمان مردانگی تلقی کرد. به طورکلی می توان گفت، سوژۀ این رمان، سوژه ای گفتمانی است که آنچه دربارۀ او به نظر سوژگی و عاملیت می آید، تنها نقش آفرینی در مقام ابژه ای مردانه است. دنیای کار و اقتصاد، مسئولیت داشتن و مردانگی زودهنگام (ازدواج و پدرشدن)، همۀ فضاهایی است که سوژۀ پسر را از رها بودن دورۀ نوجوانی، به سوژه ای گفتمانی شده و غرق شده در دنیای بزرگ سالی کشانده اند.